خرید بک لینک
بگو به خواب چشم من خراب در آید

مگر خیال تو بیرون رود که خواب در آید

به دور ديده خودخواه وصفي از مژه كردم

که نه خیال تو بیرون رود نه خواب در آید

برچسب: زمزمه تنهایی,زمزمه تنهایی اشعار ناب ناب,زمزمه تنهایی مسافر,زمزمه تنهایی من,زمزمه تنهايي,زمزمه های تنهایی,زمزمه های تنهایی من,زمزمه ی تنهایی,زمزمه های تنهایی ام,زمزمه های تنهایی النا, نویسنده: پرهام نصیری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 20:07

به مویت قسم که هنوز

بیتابانه میخواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده گوری

ارغوان جانم!

چشم به راه مگذار من را!

برچسب: نویسنده: پرهام نصیری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 20:07

امروز به روایت مادرم تولد من بود. این تاریخ ها در دنیای پر گذر امروز بی راز و رمزی نیست. امروز بواقع مثل همیشه در چنین روزی حس غریبی به سراغم می آید. مثل همه سال های پیش می روم توی گنجه قدیمی خانه دنبال شناسنامه ام می گردم و چند دقیقه ای به آن دقایق معصوم که ناخوانده توی این دفترچه کوچک جا خوش کرده اند خیره می شوم. حس كن حالا توی همین حال و هوا قاصدك، بیقراری های تو را برایم هدیه بیاورد. من هزار باره متولد خواهم شد وقتی كسی همه خنكای دستهای تو را بریزد توی تابستان من. این چند سال اما بیادت بودم ارغوانم! پای هفت سین ... پای بنفشه های سر بزیر حافظیه...توی نارنج

برچسب: بی حسرت از جهان نرود هیچ,بي حسرت از جهان,بی حسرت از, نویسنده: پرهام نصیری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 20:07

گر من به غمِ عشقِ تو نسپارم دل

دل را چه کنم؟ بهر چه می دارم دل؟

برچسب: دل در غم عشق تو مبتلا خواهم کرد, نویسنده: پرهام نصیری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 20:07

دستانت را گرفتند و دهانت را خرد كردند به همین سادگی تمام شدی از من نخواه در مرگ تو غزل بنويسم كلماتم را بشويم آنطور كه خون لبهايت را شستند و خون لبهايت بند نمي آمد تو را شهيد نمي خوانم تو كشته ي تاريكي هستي كشته ي تاريكي اين شعر نيست چشمان كوچك توست كه در تاريكي ترسيده است در تنهايي گريه كرده اعتراف كرده است. نميخواهم از تو فرشتهاي بسازم با بالهاي نامرئي تو نيز بي وفا بودي بی پروا می خندیدی گاهي دروغ مي گفتي تو فرشته نبودي اما آنكه سينه ات را سوخته به بهشت می رود با حوریان شیرین هماغوشی می کند با بزرگان محشور می شود تو بزرگ نبودي مال همين پ

برچسب: ویرانی دروازه شرقی,ویرانی کعبه,ویرانی تخت جمشید,ویرانی های سوریه,ویرانی شاندیز,ویرانی دروازه شرقی pdf,ویرانی عشق,ویرانی های ایران,ویرانی شعر,ویرانی یمن, نویسنده: پرهام نصیری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 20:07

میدانم که میدانی چقدر دوستت دارم و چقدر این دوست داشتن همه چیزم را در دست گرفته است میدانم که میدانی چقدر بی آنکه بدانی، میتوانم دوستت داشته باشم، بی آنکه نگاهت کنم، بی آنکه صدایت کنم، بی آنکه حتی زنده باشم میدانم که نمیدانی تابهحال چقدر دوست داشتنت مرا به کشتن داده است!

برچسب: دوستت دارم بی آنکه بدانم چطور,دوستت دارم بی آنکه بخواهمت,دوستت دارم بی آنکه بدانم چرا,دوستت دارم بی آنکه بدانی,دوستت دارم بی آنکه بخواهم,دوستت دارم بی آنکه,دوستت مي دارم بي آنكه بخواهمت,دوستت دارم بي آنكه بخواهمت,شعر دوستت دارم بی آنکه بخواهمت,دوستت می دارم بی آنکه بخواهم ات, نویسنده: پرهام نصیری تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 20:07

صفحه بندی